عکس: ابوالفضل نسائی

به گزارش امن نیوز به نقل از شفقنا ، سمیرا بختیار: از میانمار و ماجرای مظلومیت مسلمانان رانده شده از این کشور تصاویر بسیاری در رسانه‌ها منتشر شده است که رسانه‌های ایرانی هم اگرچه کم تعداد اما تلاش کردند تا با اعزام خبرنگار و عکاس بخشی از رنج‌های مردم این منطقه را پوشش بدهند. ارتباط برقرار کردن با مردمان آنجا و چگونگی عکاسی و خبررسانی اصولی دارد که عکاس هر چه بهتر بتواند خود را با موقعیت هماهنگ کند، ثبت تصویر بهتر انجام می‌شود. ابوالفضل نسائی، دبیر عکس روزنامه ایران تجربه حضورش در کوکس بازار (cox’s bazar) در بنگلادش و عکاسی از پناهندگان مسلمان میانمار در این منطقه را روایت می‌کند.

نسائی می‌گوید وقتی در خبرها خواندم آنجا شرایط چه قدر بحرانی است، احساس کردم به‌عنوان یک عکاس باید از نزدیک وضعیت مردم آنجا را ببینم. او توضیح می‌دهد: با توجه به این که من در یک رسانه مشغول به کار هستم، فکر کردم باید این وضعیت در یک رسانه ایرانی پوشش داده شود. برای همین به همراه یک خبرنگار به مدت ۵ روز در آنجا حضور داشتیم. قبل از رفتن به میانمار تصاویر واقعاً تأسف‌باری را می‌دیدم و وقتی به آنجا رسیدم نهایت بحران و وضعیت اسفناک را مشاهده کردم؛ انسان‌ها در آنجا هیچی برای خوردن نداشتند و درماندگی و آوارگی عجیبی داشتند.

 بحران متفاوتی بود

او با اشاره به تجربه‌های عکاسی در چنین موقعیت‌هایی بیان می‌کند: بار اولی نبود که در فضای بحرانی عکاسی می‌کردم. در موقعیت‌هایی مثل سیل، زلزله و در مناطق محروم بوده‌ام. ولی این شکل از بحران را بار اول بود که تجربه می‌کردم. جنس ماجرا در این فضا خیلی فرق می‌کرد. هیچی برای زندگی نداشتند. شاید تنها قابلمه‌ای در دست داشتند. بسیاری از خانواده‌ها پدر و مادر یا فرزند خود را از دست ‌داده بودند. وقتی آن‌ها را از نزدیک دیدیم هر کدام یک مصیبت بزرگ داشتند.

نسائی می‌گوید: بخشی از این اتفاق به تجربه برمی‌گردد. بالاخره باید عکاس تجربه‌هایی را به دست آورد تا وقتی‌ وارد آن منطقه شد، بتواند با مردم آنجا ارتباط برقرار کند؛ آنها را دوست داشته باشد و با آن‌ها احساس همدردی کند. از طرفی  عکاس بهتر است سعی کند همه اتفاقات آن‌ها را ببیند چون بالاخره این کسی که آواره شده یک انسان است. نباید از بالا به آن‌ها نگاه کند و فقط به فکر عکس گرفتن باشد و به‌نوعی باید برای عکاس حس انسان دوستانه در چنین فضاهایی به وجود آید. هر چند عکاس هم مانند خبرنگار باید بی‌طرف ببیند، قضاوت نکند و بدون هیچ قضاوتی کارش را انجام بدهد.

حضور کمرنگ رسانه ایرانی در موقعیت بین‌المللی

این عکاس تأکید می‌کند: آن منطقه تنها جایی بود که من خیلی راحت بودم و عکاسی می‌کردم و مردمانش آن‌قدر در شرایط بدی بودند که خیلی برایشان مهم نبود که ما عکس می‌گیریم. ما را بیشتر به ‌عنوان دوستی در نظر می‌گرفتند که می‌خواهیم با رسانه به آن‌ها کمک کنیم.

نسائی یکی از دلایل حضور کمرنگ عکاس‌های ایرانی در صحنه بین‌المللی را نبود رسانه‌های قدرتمند می‌داند و می‌گوید: رسانه‌هایی نداریم که به زبان بین‌المللی منتشر شوند و رسانه تأثیرگذار در دنیا باشند. ضمن این که همین رسانه‌های موجود هم چندان حمایت نمی‌کنند.

این عکاس با توضیح درباره این که هر خبرنگار و عکاس بحرانی باید این شرایط را بپذیرد، توصیه می‌کند: هر چند شرایط عکاسی در آنجا سخت بود ولی من این‌گونه نیستم که بخواهم گلایه کنم و معترض به این شرایط باشم. بالاخره کار من به این شکل است و من این حرفه را با همه سختی‌هایش انتخاب کرده‌ام. وقتی من قصد رفتن به‌ مرز بنگلادش را داشتم، قطعا می‌دانستم سختی‌های زیادی در آنجا وجود دارد. مثلا من در طول روز هیچ وعده غذایی نمی‌خوردم تا این که شب جایی را برای استقرار پیدا می‌کردم. این بخشی از شغل من است و این شرایط را پذیرفته‌ام. به همین خاطر اگر کسی بخواهد بگوید شرایط برای عکاسی سخت است، باید این حرفه را کنار بگذارد.

آمادگی قبل از بحران باید دوطرفه باشد

او ادامه می‌دهد: آنجا همه در شرایط سختی بودند؛ از امدادگر تا خبرنگار و عکاس. برای اینکه ۶۰۰ هزار آواره و بی‌پناه، بدون دارو و غذا با هزار بیماری از میانمار به بنگلادش آمده‌اند و باید شاهد فقر آن‌ها باشیم. واقعا شرایط سختی است.

نسائی درباره آمادگی‌اش قبل از شرایط  بحران می‌گوید: سعی می‌کنم همیشه کنارم باشد که اگر اتفاقی افتاد بتوانم خودم را به آنجا برسانم. آمادگی قبل از بحران دوطرفه است یعنی هم به رسانه برمی‌گردد هم به آن خبرنگار و عکاسی که باید به آنجا برود. مثلا در روزنامه ایران نیم ساعت بعد از زلزله کرمانشاه به سردبیر پیشنهاد حضور در آنجا را دادم که او هم استقبال کرد.